اين همه جور كه كردي،ثمري داشت نداشت يك دم گر لطف نمودي ، ضرري داشت نداشــت
رفـتـي آن روز بــه بـســتـان پــي ديـدن ســرو سـرو پـيـش قدم تـو پـا و قدي داشتت نداشــت
آفــتــابـي چو جـمــال تـو كـسـي ديـد ، نـديـد چون مه روي تو گردون ، قمري داشت نداشــت
هـــر كــه در بـحــر غــم بـتـــان شــد غـــواص به جز از اشك به دامان گهري داشت نداشــت
میلاد یگانه منجی عالم بشریت مبارک
در ديـدگــان تو هر صبح بـيـدار مــيـشـوم هر صـبـح در هواي تو رگبارميشـوم
چون پيچـكي كه تكـيه به ديوار مي دهــــد بر حجم شـانه هاي تو آوار مـيـشـوم
پــر مـيـكـشـم به ســـوي تو تا آســـمـــــان هر بار زخـم خورده انكــار مـيشـوم
خـو مـيـكـنـم به عـادت ديـريـنـه ي جـنون گاهي كه از سكوت تو بيزار مـيشـوم
اي جام شوكــران كـه بدسـتـم نشـسـته اي روزي به انتخـاب تو ناچـار مـيشـوم