به چشمانم میگویم آنقدر بگریند تا سراب آب را بفهمد . . . .
نتوانستم كنار بيايم با غم رفتن تو گاهي از ته دل صدايت مي زنم كه باشي و گاهي برايت مي نويسم گاه احساس آنقدر كوچك مي شود كه دل به دل نوشتن نمي دهد و اينجا تنها جايي است كه مي نويسم هيچ چيز را به دل نگيريد من فقط براي دوستم نامه مي نويسم
+
نوشته شده در چهارشنبه 21 آذر1386ساعت 0:0 توسط هادی
|